ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
66
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
و آهن بستند و سنگ را به دريا افكندند . مدت فرمانروائى آن ديو بر اورنگ فرمانروائى سليمان چهل روز بود ، به اندازهء مدت بتپرستى در سراى سليمان . و نيز گفتهاند : سبب از دست رفتن فرمانروائى سليمان اين بود كه زنى داشت پرهيزگارتر و نيكوكارتر از تمام زنان وى ، به نام جراده ، كه انگشترى خويش را به هيچكس نمىسپرد جز به دو . اين زن يك بار به دو گفت : « برادرى دارم كه فرماندار فلان شهر است و از من دور مىباشد . خواهش مىكنم كه او را پيش من بياورى . » سليمان بدان زن پرهيزگار وعده داد كه برادرش را منتقل كند ، ولى نكرد . خدا نيز او را بدان گرفتارى دچار ساخت . يك روز كه انگشترى خود را به جراده سپرده و به آبريزگاه رفته بود ، ديوى به صورت او درآمد و انگشترى را گرفت . بعد كه سليمان بيرون آمد و انگشترى را خواست ، جراده گفت : « مگر آن را نگرفتى ؟ » گفت : « نه . » و سرگشته و پريشان از سراى خويش بيرون رفت . آن ديو چهل روز بر اورنگ پادشاهى ماند و در ميان مردم فرمانروائى كرد تا به راز او پى بردند و دورش را گرفتند و تورات آوردند و خواندند . ديو كه خواندن آن كتاب آسمانى را نمىتوانست تحمل كند ، از پيش ايشان گريخت و پرواز كرد و انگشترى را در آن